جزیرهٔ سرگردانی

40. [متعلقات وبلاگ قدیمی ام]

دوشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۲، ۱۲:۱۷ ق.ظ

- دلم می خواد این سه ماه پیش رو زودتر تموم شن . خوب باشن و خوب تموم شن و تابستون هم برامون خبرای خوبی داشته باشه .


- اوهوم ، منم ..

+

دیروز اخرین روز بود . 7 سال با هم بودنمون مثه برق و باد گذشت و تموم شد . و من دیروز از دوستام جدا شدم . فکر می کردم باید خیلی دردناک باشه و وقتی این روز برسه من کلی اه و ناله و فغان و گریه خواهم کرد.. اما نبود ..نمی دونم ، شایدم هست .. شاید اونقدر غم بزرگیه که من هنوز نتونستم درکش کنم . اما به هر حال من خوبم و در حال حاضر هیچ غمی توی دلم نیست !
از اینکه بهار داره میرسه خوشحالم . بهار همیشه به من حس خوبی داده .. توی بهار من شادم و خوبم و فاصله می گیرم از اون ادم افسرده ی بی حوصله ی خسته ی دمغ مزخرف ، که حوصله ی درس خوندن نداره [و هیچ چیز برای یک کنکوری از این بدتر نیست!] ! 

زمستون و پاییز گذشته خیلی بد بودن . خیلی . اما بهار امسال .. بهار خوبیه .. مطمئنم.


  • ۹۲/۱۲/۲۶
  • میم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی