جزیرهٔ سرگردانی

22. امروز ..

يكشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۳، ۰۳:۴۳ ب.ظ

 عادت به روزانه نویسی ندارم . هیچ علاقه ای هم ندارم که صفحه ی وبلاگم پر بشه از کارهای کرده و نکرده ام . اما نمی دونم چرا الان حس می کنم باید یکم غر بزنم . و برای من در دنیای مجازی هیچ جا امن تر از وبلاگم نیست ..
دیشب ساعت 4 خوابیدم و 8 بیدار شدم . قصد داشتم ساعت 10 با ملیکا و فاطمه بریم سراغ کتاب های نداشته مون ! کلی راه رفتیم .. کلی پیاده روی .. و البته یک نوشیدنی با لیوانی غول اسا (!) هم نوش جان کردم ! (به قول ملیکا اصلا به من نمیاد که از پس نوشیدن اون لیوان و محتویاتش بر بیام !)

ساعت دو رسیدم خونه .. یه دوش گرفتم و ولو شدم در اینترنت !
جدیدا هیچ جذابیتی برام نداره .. حتی اون فروم دوست داشتنی هم دیگه نمی تونه راغبم کنه به سر زدن های متوالی و چک کردن های پشت سرهم اکانتم .. اه ..

شب میهمان داریم و اتاق من به شدت شلوغ هست . در حدی که شتر با بارش در اون گم میشه .
باید اتاقم رو مرتب کنم .
میهمان های امشب رو دوست ندارم . یه طوری اند . ته نگاه شون یه چیز هایی هست که اذیتم می کنه . هیچ اشتیاقی برای دیدنشون ندارم و اگر هم پای رودربایستی و تعارف های همیشگی ما ایرانی هادرمیان نبود ،‌ اصلا توی جمع شون حاضر نمی شدم .

فردای شلوغ و پرکاری هم دارم ..همه ی اینها هست و من هم الان به شدت احساس خستگی می کنم ! خوابم میاد !
اما خب می دونم که با این وضع ، خوابیدن فقط فشردگی کارهام رو بیشتر می کنه ..
باید پرانرژی باشم ..
باید ..

+

جدیدنا روی خودم بیشتر حساب می کنم .

+

با فاطمه ملیکا که بودم ،‌ بحث کشیده شد سمت فحاشی ایرانی ها ی عزیز به والیبالیست ها در اینستاگرام و جاهای مختلف دیگه .. فاطمه راست می گه . فحش هایی می دن که حتی فکر کردن بهش و خوندنش ، روحت رو می خوره و عذابت می ده .
د اخه باختن تیم ملی ، چه ارتباطی به مادر و خواهر اون بازیکن بیچاره داره ؟! یکی نیست بگه خب اخه بی انصاف چطور دلت میاد حرمت مادر یه انسان دیگه رو این طور لگد مال کنی ..؟! مگه تو وجدان نداری ؟! مگه مادری نداری که برات عزیز باشه ؟!
لااقل به احترام اون لحظه هایی که با برد شون و بازی خوبشون ،‌ دومتر پریدی هوا ،‌ یکم خودتو کنترل کن خب ..
گاهی وقت ها خیلی بی انصاف میشیم و وقیح .
خدا اسون نمی گذره از کنار این حرف ها .. نمی گذره ..



  • ۹۳/۰۶/۳۰
  • میم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی