جزیرهٔ سرگردانی

10 . [ متعلقات وبلاگ قدیمی ام ]

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۱، ۰۳:۵۰ ب.ظ

به فردا که فک می کنم قلبم درد می گیره .
بد جور از شروع سال تحصیلی ناراحتم . ناراحتی امسالم غیر طبیعی ه. اون غصه ی خاصی که همه دارن از پایان تابستون نیست .
نمی دونم ؛ شاید به خاطر خاطرات تلخ و عذاب آور پارسالم ، از مدرسه و درس خوندن باشه .

شاید بهتر باشه بایه مشاور صحبت کنم ..

+

از چهره ی طبیعت افسونکار ،
بر بسته ام دو چشم پر از غم را..
تا ننگرد نگاه تب آلودم ،
این جلوه های حسرت و ماتم را

پائیز، ای مسافر خاک آلود !
در دامنت چه چیز نهان داری 
جز برگ های مرده و خشکیده ،
دیگر چه ثروتی به جهان داری

جز غم چه میدهد به دل شاعر
سنگین غروب تیره و خاموشت؟
جز سردی و ملال چه می بخشد
بر جان دردمند من آغوشت؟

در دامن سکوت غم افزایت
اندوه خفته میدهد آزارم
آن آرزوی گمشده می رقصد ،
در پرده های مبهم پندارم ..

پائیز ، ای سرود خیال انگیز !
پائیز ، ای ترانه ی محنت بار !
پائیز ، ای تبسم افسرده !
بر چهره ی طبیعت افسونکار ..

(فروغ)

  • ۹۱/۰۶/۳۱
  • میم