جزیرهٔ سرگردانی

13. از ملیکا ..

چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۳، ۰۳:۳۵ ق.ظ

نمی دونم چرا امشب اینقدر پر از گریه ام . انگار این اشک ها تموم نمی شن .چی شده ؟ چرا من اینطوری شدم ؟ اصلا نمی تونم درست فکر کنم . حتی نمی تونم فکر کنم . فقط ایستادم و به گره های عاطفی م خیره شدم و های های اشک می ریزم . این رفتن ملیکا ، رفتن ساده ی ملیکا اینقدر گریه داره اخه ؟! اصلا نمی فهمم چم شده . انگاری یه عالمه بغض تلنبار شده باشن روی هم و جلوی نفس کشیدنم رو گرفته باشن ..
 
اخ که از این شب های اینطوری چقدر بیزارم .

+

  عصر با ملیکا و فاطمه بیرون بودیم . ملیکا مادر کتاب کنکور ایرانه ! اینقدر که کتاب خریده [و می خرد همچنان ..] و همه رو خونده یا نخونده تلنبار میکنه روی هم .
من و فاطمه به مقام بلند و جایگاه رفیع پشت کنکوری نائل شده ایم ، از این بابت رفتیم خونه ی ملیکا ی عزیز تا انچه از کتاب هاش رو لازم داریم ازش بخریم و جزوه هاش رو همینطوری مفتی برداریم .

 بودن با دوستان خوبه .. اما کلیت کار عصرمون یه افسوس و غمی داشت که دامن من رو هم گرفت .چمدون نیمه باز ملیکا .. بلیط هاشون .. و کتاب هاش که مال ما میشن ؛ این تصویری یه که از عصر امروز ، خونه ی ملیکا تو ذهنم موندگار شده ..شاید همین تصویره که اینقدر من رو غمزده کرده  و شاید هم فکر اینکه اگر ملیکا نباشه ، کلی خیابون و کوچه هست که امسال باید اونها رو تنهایی قدم بزنم ..
این خیلی دردناکه ..

امشب ناراحتم ، نه به خاطر اینکه ملیکا میره دانشگاه و من نه ، نه به خاطر پشت کنکوری بودنم ..بلکه فقط و فقط به خاطر رفتن دوستم . به خاطر دیگه ندیدنش ..

+

ملیکا sms داده که "حتی اگه رتبه ی کنکورم اونی که می خواست نشد ، اگه مشهد اومدنم اثری توی دانشگاهم نداشت ، اما وجود ادمی مثه تو جبران خیلی چیزاست .. تو ازا ون ادمایی هستی که دلم می خواد تا اخرین لحظه ی نفس کشیدنم داشته باشمش .."

وای .. چقدر مسیجش و جواب نداشته ام ، اشکام و دلتنگیم  رو بیشتر می کنه ..در طول عمرم اینقدر با ولع و اشتیاق گریه نکرده بودم ..

من یه آدم احساساتی احمق ام .


  • ۹۳/۰۵/۲۲
  • میم

نظرات (۱)

عزیزم...
تو خیلی خوبی...
پاسخ:
فارغ از هر کلیشه ای که در استفاده از این جمله هست میگم : "خوبی از خودته "مهسا جان . تو خوبی و نسبت به همه لطف داری.. اما یه سری از ماها به خاطر ظرفیت ناچیز وجودمون  ، نمی تونیم این لطف و مهربونی تو رو درک کنیم .
:-*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی