جزیرهٔ سرگردانی

29

سه شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۵ ب.ظ
بهم از طریق sms خبر میده که ورودی بهمن دانشگاه ازاده .. این زمستون میره دانشگاه ..
و هیچکس نمی تونه درک کنه که من چقدر قلبم می گیره ..
مدام چهره ی کودکانه ی دوران ابتدایی و راهنماییش میاد مقابل چشام . همه ی تلاش کردن هاش و این در و اون در زدن هاش . همه ی سختی هایی که توی این 9 سال تحمل کرده ..
دختر بلند پرواز و شوخ و شنگ کلاس ، دوست خوب من ، بعد از اون همه ایده آل گرایی و بلند پروازی حالا باید بره دانشگاه ازاد !
  نمی گم دانشگاه آزاد بده ..
فقط می دونم در شان دوست من نیست .. دوست من خیلی قَدَر بود .. دوست من باهوش بود .. دوست من یه زمانی المپیادی بود .. و حقش دانشگاه آزاد نبود و نیست و نخواهد بود .
 
  هرچی میگذره بیشتر ایمان میارم به اینکه کنکور ناعادلانه نیست . حتی عادلانه هم نیست .. کنکور هیچی نیست .. کنکور فقط یه نقطه ست که میذاری ته تمام سرخوشی های دبیرستان .. ته یونیفرم های گشاد .. ته دوستی های 7 ساله ..
  • ۹۳/۰۹/۱۱
  • میم

نظرات (۱)

  • علیرصا صبا
  • با عرض سلام و خسته نباشید.
    اربعین حسینی را به شما و تمامی دوست داران آل الله تسلیت عرض می کنیم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی